كانكتور شناسی واژه terminology

 واژه شناسی كانكتور

 AC : جریان متناوب

استحكام سائیدگی : توانایی مواد یا كابل در برابر تحلیل سطحی

AD/23 : آلیاژ آلومینیوم مورد كاربرد در ساخت سیستم های الكتریكی

آداپتور (تبدیل) : یك وسیله رابط جهت اتصال الحاقات مخصوص یا به منظور ایجاد مونتاژ خاص

دمای محیط : درجه حرارت محیط كه غالباً دمای هوای احاطه كننده ترمینال , رسانا و یا كابل و سایر وسایل می باشد.

ثبت ظاهری : طول تقسیم بر عرض یا قطر

مونتاژ عقب : مجموعه ترمینال سوارشده از داخل یك پنل یا جعبه به كمك فلانژهای مونتاژ در داخل وسیله(تجهیزات)

غلاف:[1] (1) غلاف رسانا : مقطعی از ترمینال , رابط پین یا پین كه رسانا سخت را در خود جای می دهد. (2) غلاف عایق : مقطعی از ترمینال رابط پین یا پین كه عایق یك رسانا را در خود جای می دهد.

پخ غلاف : پخی كه در انتهای غلاف رسانا به منظور سهولت دخول رسانا ایجاد می شود.

فلز مبنا : فلزی كه اجزا از آن ساخته شده اند و بر روی آن یك یا چند فلز یا پوشش می نشیند.

 مهره جفت كننده بایونیتی دوار: یك وسیله جفت كننده سریع برای كانكتورهای زوجی. با به كاربردن پین ها یا برجستگی هایی روی یك كانكتور و شیب مارپیچ روی زوج دیگر كانكتور, جفت شدن و جداشدن با چرخاندن مهره جفت كننده میسر می شود.

دهانه ناقوسی : مدخل شیپوری یا گشاد ترمینال , رابط پین یا غلاف پین برای دخول راحت تر پین رسانا

پین دو شاخه : تعریفی برای شكاف طولی پین تخت فنری مثل آنچه كه در كانكتورهای لبه ایی مدار چاپی استفاده می شود.

بدنه كانكتور : قسمت اصلی یك كانكتور كه پین ها و اجزا دیگر به آن وصل شده‌اند این عبارت برای كانكتورهایی كه در ساختمان آنها از پوسته غیر یكپارچه استفاده می‌شود به كار نمی رود.

مجموعه چسبیده الكتریكی : یك مجموعه ایی كه قاب محافظ آن واجزا فلزی غیرمداری طوری به هم متصل اند كه به طور الكتریكی با یكدیگر اتصال كوتاه اند.

بوت روكش لاستیكی: جلدی محافظ روی هر قسمت از كابل یا ترمینال سیم مجموعه علاوه بر جلدها یا عایق های معمول. همچنین فرمی جهت نگهداری اجزاء مخزنی

تافته:[2] (1) رسانا ارتجاعی از مجموعه ای به هم بافته از سیم های ریز یا (2) گروه فلزی یا رشته ای از فیلامانهای بهم بافته به شكل استوانه ای برای تشكیل سپر محافظ روی یك یا چند سیم

شكاف:[3] جداشدن یك یا گروهی رسانا از كابل یا مجموعه دسته سیم

دسته رشته : هر یك از رشته های(تارهای) به هم پیچیده در یك جهت و با همان طول

باس : یك سیم یا میله لخت صلب كه بعنوان ترمینال الكتریكی عمومی در خدمت چند مدار است.

باس شدن : به هم پیوستن دو یا چند مدار

رابط پین تهی: وسیله ای جهت اتصال دو رسانا بصورت ته به ته بدون روی هم آمدن و با محورهایی در یك راستا

قالب تَهی : قالب چین دهنده و پرس كننده‌ای كه خانه ها و دندانه های چین در پایان چرخه چین دهی در تماس با هم قرار می‌گیرند.

كابل: رسانای استاندارد(كابل تكی) یا تركیبی از رساناهای عایق و مجزا از یكدیگر(كابل چند تایی), همچنین بطور عام گروهی از كابل ها كه به یكدیگر محكم شده اند و یا دارای جلد عایق مشتركی به عنوان كابل می باشند.

كابل كواكسیال : كابلی كه در آن یك رسانا به طور دقیق در مركز رسانای دیگر قرار گرفته. جهت انتقال سیگنال های فركانس رادیویی RF از این نوع كابل استفاده می شود.

كابل با حفاظ: یك یا چند رسانای عایق شده كه با یك رسانا فلزی خارجی پوشانده شده اند.

گیره كابل: گیره مكانیكی كه به انتهایی از كابل كه به سمت مجموعه ترمینال است متصل شده تا كابل یا دسته سیم را محافظت كند (كرنش زدایی) و ارتعاشات و شوكها را كه به كابل و اتصال سیم و پین منتقل می شوند را جذب كند.

رابط گیره كابل : یك رابط(آداپتور) مكانیكی كه به انتهای مجموعه ترمینال متصل شده تا اتصال گیره كابل را میسر سازد.

گیره آب بندی كامل‌: وسیله ای كه شامل یك مهره و یك جزء آب بند می باشد و جهت آب بندی حول كابل تك پوشش طراحی شده است.

گیره حفاظ كابل: وسیله ای شامل یك جزء آب بند و محافظ كابل جهت پایان دادن به پیشانه یك كابل الكتریكی

پرس محیطی:[4] نوعی چین یا پرس كه در مكان چین دادن قالب بطور كامل غلاف سیم را احاطه می كند و در نتیجه تغییر شكلهای متقارنی در غلاف ایجاد می كند.

دهانه بسته: پین مادگی كه در مقر یا بدنه مجموعه ترمینال تعبیه شده و محدود كننده اندازه و موقعیت پین جفت شونده یا برد مدار چاپی در ابعاد از پیش تعیین شده باشد.

رنگ كدگذاری : نظمی جهت شناسایی ترمینال ها, رساناها, پین ها و وسایل مربوط به كمك رنگ بندی می باشد.

CTJS : مراجعه به سیستم مجتمع پایانه

CTS : مراجعه به سیستم مجتمع پایانه

رشته های هم مركز : یك گروه سیم های بدون عایق به هم پیچیده آنچنان كه شامل هسته مركزی می باشند با یك یا چند لایه ناهمگون كه بطور مارپیچ بهم پیچیده‌اند. سیم های بدون عایقی كه روی هم قرار می گیرد تا یك رسانای منفرد ایجاد كنند. وقتی كه بیش از یك لایه موجود باشد, هر لایه باید طول خوابیده متفاوتی داشته باشد.

رسانا : یك یا تركیبی غیرمجزا(عایق نشده از هم) كه می توانند لخت یا عایق شده باشد و جهت جریان الكتریكی مناسب می باشد.

استپ رسانا : وسیله ای روی یك ترمینال, رابط پین, پین یا ابزار كه جهت جلوگیری از كشش اضافی به رسانا در پس غلاف رسانا می باشد.

سیم راه:[5] یك مسیر لوله‌ای شكل كه به منظور نگهداری سیم‌ها, طراحی و مورد استفاده قرار می‌گیرد.

كنترل پیكره بندی: نظم ایجاد شده جهت یكنواختی در اقلام تولیدی: مواد, فرآیند هندسی و عملكرد

كانكتور الكتریكی : وسیله‌ای كه كابلی یا پنلی بوده و جهت پایانه یا اتصال رساناهای كابل تك رسانا یا چند رسانا می‌باشد و وسیله‌ای جهت پیوستگی رسانا به كانكتور مزدوج یا برد مدار چاپی می باشد.

جمع كانكتور : دو یا چند كانكتورتك, كابلی و پنلی كه با هم جفت شده اند.جفت كانكتور كابلی یا پنلی می تواند یك كانكتور مصنوعی(فرض) شود.

كلاسهای كانكتور : تقسیم بندی‌هایی بر اساس شكل, عملكرد و كوچكترین اندازه پین در سریها.

شكلها عبارتند از : استوانه ای, چهارگوش, گوه‌ای قفل دار و غیره

عملكردهای مختلف كانكتور عبارتند از :

Hermetic : هوابند .

Rack-and-Panel : نوع كانكتور كه به پنل یا سطح تجهیزات نصب است طوری كه وقتی این دو عضور به سمت یكدیگر می آیند كانكتورها در هم جفت می شوند. 

Pendant  : (آویز) نوعی كانكتور كابلی یا پنلی كه در موقعیت ثابتی سوار شده یا به پانل و سطح تجهیزات متصل نیست.

Bulkhead : یك كانكتور كه به گونه‌ای طراحی شده كه از سمت قطعات وارد سوراخ پانل می شود.

Firewall : دیواره آتش 

Feed thru : (راه خور) كانكتور یا ترمینالی كه دارای پین هایی است كه از یك طرف نری و از طرف دیگر مادگی است و یا از دو طرف نری یا مادگی می باشد.

پین : عنصر رسانا در مجموعه یك ترمینال كه با عنصر متناظر خودش جفت می شود تا انتقال جریان الكتریكی صورت گیرد.

پین فروبر[6] : پینی كه در آن یك فنر چند پره فرم داده شد تا نیروی فنری یكنواختی روی پین مزدوج ایجاد نماید.

پین ته قلابی‌: یك پین قلابی شكل كه بیشتر در انتهای كانكتور هوابند قرار می‌گیرد تا قلع كاری و قلع زدایی را راحت تر نماید.

پین پرسی (چروكی) : نوعی پین كه انتها آن دارای حفره ای استوانه ای شكل جهت ورود سیم و رسانا می باشد بعد از اینكه سیم لخت وارد حفره شد یك ابزار چروك دهنده استفاده می شود  تا فلز پین را بطور خیلی محكم دور پین پرسی و فرم دهد. در نتیجه یك اتصال مكانیكی و الكتریكی عالی ایجاد می شود. یك پین پرسی عموماً بعنوان پین بدون لحیم شناخته می شود.

پین قفل دار[7] : پین با نگه دارنده(قفل كن) كه بطور دائمی روی آن نصب است.

پین مادگی : پینی كه طوری طراحی شده كه پین دیگر مزدوج داخل این پین می رود.

پین ثابت : پینی كه بطور دائم در مقر قرار دارد و به طور مكانیكی با قفل یا چسب داخل مقر كار گذاشته می شود.

پین جازدنی/ درآوردنی : پینی كه می تواند به طور مكانیكی داخل مقر جا زده و یا درآورده شود. عموماً ابزارهای مخصوصی جهت این كار لازم است.

پین نری: پینی كه طوری طراحی شده كه اتصال آن با پین جفت شونده از طریق دخول به آن صورت می گیرد و از نظر عملكردی شبیه پین كنتكت می باشد.

پین قفلی[8] : پینی كه دارای قفل كن است كه همیشه داخل مقر می ماند.

پین با مدخل باز : پین مادگی كه انتهای درگیری آن دارای شكاف است و بنابراین در برابر پراب                         تست و یا هر وسیله گوه ای شكل پذیر می باشد.

پین ورق كاری[9] : پینی كه به جای آنكه با روش ماشین كاری فلز خام ایجاد شود, با روشهای خم كاری و مهرش تولید می شود.

پین لحیمی : پینی كه انتهای آن دارای سوراخ یا حفره است (اغلب بطور كامل با مواد مقر احاطه می شود).

پین برگی شكل[10] : پین با قسمت چنگالی شكل كه جهت كلاف شدن با قسمت نری برگی شكل طراحی شده است. اگر رسانایی خوبی مورد نظر باشد, هم راستایی در این نوع از اتصال بسیار بحرانی است.

پین دو تكه ای : پینی كه از دو یا تعداد بیشتری قطعه تشكیل شده كه بروش لحیم و یا جوش سرد به هم متصل شده‌اند. این نوع پین دارای امتیازات مكانیكی دو فلز بوده و همچنین دارای خاصیت الكتریكی متفاوتی می باشد.

سطح اتصال ‌: سطح اتصال بین دو رسانا, دو پین یا پین و رسانا كه عبور جریان را مجاز می سازد.

آرایش پین : تعداد, فضای خالی وترتیب پینها در مجموعه یك ترمینال

نیروی درگیری و جداسازی پین : نیروی لازم جهت درگیر نمودن و جدانمودن زوج پین های جفت شونده

شناوری پین[11] : حركت جانبی و یا تغییر مكان زاویه ای پین در محدوده حفره مقر

سوراخ كنترلی پین : سوراخی كه در حفره استوانه ای عقب پین ایجاد می شود برای كنترل رسیدن سیم و یا رسانا به انتها حفره می باشد. عموماً پین های پرسی چنین سوراخی را دارند اما نوع لحیمی بندرت دارای این نوع سوراخ می باشند, به جز اندازه های بزرگتر كه در آنها چنین سوراخی نقش راه فرار هوا و جریان لحیم را دارد.

مقاومت پین : مقاومت الكتریكی یك زوج پین جفت شده. مقاومت ممكن است بر حسب اهم یا افت میلی ولت در جریان خاصی در این زوج پین اندازه گیری شود.

قفل كن, (نگه دارنده پین)[12] : وسیله ای روی پین یا داخل مقر كه پین را داخل مقر نگه می دارد.

نیروی نگهداری پین : نیروی محوری در هر جهت كه پین می تواند مقاومت نماید بدون آنكه از مكان اصلی خود در مقر و بدنه جابه جا شود.

شانه پین[13] : قسمت فلانژی پین كه جابجایی پین در مقر را محدود می نماید.

اندازه یا سایز پین: عدد تعیین كننده اندازه پین

فضای پین : فضای بین مراكز پین ها در میان یك مقر

فنر پین : فنری كه داخل پین مادگی جازده می شود تا پین نری را در موقعیت اتصال داخلی مثبت قرار دهد. بر حسب كاربرد انواع مختلفی مورد استفاده می‌باشند, از جمله: برگی شكل, سرآزاد, حلقه لچكی, انگشتی چینی كه همه آنها نقش روبش(مالیدن) و ایجاد تماس خوب را دارندو در آنها آلیاژهای فلزی مختلفی بكار می روند مثل : مس - بریلوم كه در مواردی به كار می رود كه هدایت بالا و عمر زیاد مورد نظر باشد یا فولاد زنگ نزن در مواردی كه هدایت حدود دو درصد در دمای بالا لازم است.

روبش پین[14] : فاصله مكانی(درگیری الكتریكی) پیموده شده یك پین روی دیگری در طی درگیری یا جدایش یا در ضمن جفت شدن و جداشدن.

جرقه[15] : درخشش تخلیه الكتریكی به خاطر یونیزه شدن هوا كه در سطح چند رسانا ایجاد می شود هرگاه كه اختلاف پتانسیل به حد مشخصی برسد.

مهره جفت كننده : قطعه ای از كانكتور كابلی كه به جفت شدن و جدانشدن كانكتور كابلی و پنلی كمك كرده و كابلی را بر روی پنلی نگه می دارد.

درپوش كانكتور : قطعه ای كه مشخصاً جهت پوشش انتهای جفت شونده كانكتور جهت حفاظت مكانیكی و محیطی طراحی شده

فاصله خزش : كمترین فاصله روی سطح یك عایق كه جداكننده سطوح رسانایی الكتریكی است.

مسیر خزش : مسیری در طول سطح دی الكتریك بین دو رسانا, افزایش طول مسیر خزش احتمال قوس الكتریك یا شیار را می كاهد.

پرس (چروك)[16] : پرس یا تغییر شكل فیزیكی حفره انتهای پین روی سیم یا رسانا به منظور ایجاد اتصال الكتریكی با رسانا یا سیم.

پرس كردن[17] : روش پرسی جهت تحكیم مكانیكی ترمینال یا رابط پین یا پین به سیم یا رسانا

قالب پرس كردن : قسمتی از ابزار چین دهی كه چین و چروك را شكل می دهد.

ابزار پرس كردن : مكانیزم مورد استفاده جهت چروك دهی و پرس كردن

ظرفیت عبور جریان : جریانی كه رسانا با اندازه و طول داده شد قادر به عبور مطمئن بدون تجاوز از حدود دمایی خود می باشد.

جریان DC : جریان مستقیم

الاستومر : هر ماده ارتجاعی لاستیكی, مانند لاستیك طبیعی و سنتیك

تداخل الكترومغناطیس(EMI) : طیف فركانسی تشعشعات الكترومغناطیسی كه از فركانسهای زیرصوتی تا اشعه X گسترده است. این عبارت مورد كاربرد به جای RFI نمی باشد(به تداخل فركانس رادیویی مراجعه شود) ,مواد محافظ برای طیف كابلEMI در حال حاضر در دسترس نمی باشد.

ناقوس انتهایی : قطعه جانبی مشابه گیره كابل كه به انتهای كانكتور كابلی یا پنلی متصل می گردد و به عنوان آداپتور(تبدیل) برای پشت مجموعه ترمینال به كار می رود. برخی از ناقوس‌های انتهایی مورب دارای گیره كابل سرخود می باشند. ناقوس انتهایی مورب تا 90 درجه موجود است.

نیروی درگیری وجدایش : نیرویی كه برای درگیر كردن یا جداكرن كانكتور یا پین‌های جفت شونده لازم است.

مقاومت محیطی : (به آب بندی محیطی مراجعه شود)

آب بندی محیطی : جلوگیری از رطوبت و گردوغبار كه ممكن است باعث كاهش شوند عملكرد به كمك روشهای واشر, كاسه نمد, گرومت, آب بندی مخزنی یا هر وسیله دیگر را آب بندی گویند. این موارد شامل موارد غیرفیزیكی, عوامل محیطی مس, RF و تشعشعات نمی شود.

آلیاژ یوتكتیك : آلیاژی از فلز كه به سرعت از حالت جامد به مایع تغییر می كند بدون آنكه حالت پلاستیك میانی داشته باشد, مانند لحیم.

ابزار بیرون آور : وسیله ای جهت بیرون آوردن پین های غیرثابت در انتهای كانكتور

ماژول بازخور : ماژولی كه دارای سطحی شامل حفره‌های پین است و جهت اتصال داخلی و باس نمودن (ماژول اتصال ترمینال را ببینید) به كار می رود.

راه خور[18] : استفاده از كانكتورهایی خاص جهت عبور رسانا از میان پانلها و تیغه ها.   پین های آن می توانند از یك طرف نری و از طرف دیگر مادگی باشند یا اینكه از هر دو طرف نری یا مادگی باشند.

فریول[19] : لوله كوتاهی جهت اتصال غیر لحیمی به كابل كواكسیال حفاظ دار و همچنین در كانكتورها جهت كاهش انتقال گشتاور به گرومت به كار می رود.

ترمینال پرچمی : ترمینال با زبانه بیرون زده از سمت غلاف

فلانژ : زائده ای محیطی حول كانكتور یا اتصال كه اغلب برای مونتاژ ترمینال به پنل می باشد.

ترمینال فلانژ برگی شكل: ترمینالی با لبه های زبانه ای برگشته كه با زاویه ای در صفحه زبانه قرار دارد.

كانكتور لخت : سیمی كه به شكل لخت تولید شده ولی دایروی و مربعی نیست.

عمر ارتجاعی : معیاری جهت اندازه گیری استحكام یك رسانا یا وسیله مشابه كه در معرض شكست در برابر خمشهای مكرر باشد.

فلاكس : ماده مورد كاربرد جهت بهبود همجوشی یا اتصال فلزات در لحیم كاری یا جوشكاری

پیرو[20] : لوله ای جهت فشردن گرومت كه آب بندی را حول رسانای ورودی به مجوعه ترمینال تضمین می‌كند.

مونتاژ ازجلو : شرایطی كه در آن یك مجموعه ترمینال بر روی سطح خارج یك پنل یا جعبه به نحوی مونتاژ گردد كه فلانژهای آن در خارج تجهیزات باشد.

كنترل كل چرخه : كریمپ وسیله‌ای كنترلی واقع در چرخه پرس در ابزار كریمپ جهت بسته شدن كامل ابزار تا انتهای ممكن آن.

Cong Disconnect : كانكتوری كه اجازه می دهد اتصال و عدم اتصال سریع و مشابهی برای دو یا تعدادی از مدارهای الكتریكی صورت گیرد.

پین آزاد شونده گروهی : سیستمی كه در آن همه پین‌ها در یك مجموعه بطور گروهی قفل شده  و یا آزاد می شوند.

كانكتور چند منظوره : عبارتی جهت توصیف كانكتورهای ارزان و پركاربرد كه جهت شرایط سخت طراحی شده‌اند.

شبكه فضایی : ترتیب پین ها در یك ترمینال چند پین با الگوی هندسی فضایی داده شده .

گرومت[21] : نوعی عایق كه انتهای پین وطول كوتاهی از رسانا را پوشش می دهد.

كانكتور گرومتی : كانكتوری كه در سمت سیم‌های آن از یك لاستیك آب بند ارتجاعی, برای محافظت از رطوبت, هوا و گرد و غبار, استفاده شده است.

آزاد شدن گروهی : شرایطی كه در آن سیستم مهره جفت كننده كانكتور می تواند به راحتی تنها با یك دست جفت و قفل شود. مهره جفت كننده ای كه درموقعیت صحیح قرار گرفته می تواند چرخه جفت شدن كانكتور را بدون در كنار هم قرار گرفتن, شروع كند.

اتصال زمین : نقطه ای با پتانسیل مشترك در یك مدار الكتریكی كه جهت اتصالات مشترك و مرجع ولتاژ به كار می رود.

پین راهنما : پین یا میله ای در سطح جفت شونده یك كانكتور كه جهت كنترل بسته شدن صحیح یا جفت شدن كانكتور بوده تا همیشه از درگیری صحیح پین ها اطمینان حاصل شود.

رسانگاه[22] : یك وسیله راه خور كه مسیری رسانا در میان یك صفحه عایق ایجاد می نماید.

دسته سیم : یك مجموعه از رساناهای عایق شده كه برای آرایش یا الگوی از پیش تعیین شده شكل گرفته است.

پین نرموك[23] : طرحی برای پین ها كه نری یا مادگی نبوده بلكه با پین دیگری از همان طرح جفت می شود. همانطور كه پین ها ممكن است در ترتیبی از پین های نری و مادگی برای پین و سوكت قرار بگیرند, پین نرموك نیز ممكن است در چنین شكلی طوری قرار بگیرد كه نیمی از سطح جفت شونده هر پین در نیمه انتهایی كانكتور بوده و هر دو زوج قابل تشخیص باشند.

كانكتور هوابند[24] : معمولاً یك كانكتور چند پین كه در آن پین ها بوسیله شیشه یا موارد دیگر به مجموعه كانكتور چسبیده اند و حداكثر نشت گاز مجاز از درون كانكتور 0.01 میكروفوت مكعب در ساعت با نرخ 14.7 psi باشد.

ترمینال قلاب مانند: ترمینالی با زبانه های قلابی شكل

خانه(منزلگاه) كانكتور[25] : كانكتور بدون مقر اما دارای نگه دارنده های مقر سخت و افزار لازم برای موقعیت دهی آن.

امپدانس : مقاومت كلی(مقاومت و راكتانس) مدار در برابر جریان الكتریكی كه بر حسب اهم اندازه گیری می شود و رفت و برگشت آن عموماً بر حسب میلی اهم بیان می شود.

پین تك رها شو[26] : سیستمی كه در آن هر پین در یك مجموعه می تواند به طور تكی بدون در آوردن بقیه پین ها از قفل خود, آزادشده و بیرون آید و یا قفل شود.

قُركن[27] : قسمتی از قالب پرس كریمپ اغلب بخش متحرك كه قر و فرورفتگی روی غلاف پین را با پرس ایجاد می كند.

 خطی[28] : (رجوع به آویز) , عبارتی برای تعریف ترمینالهایی كه دارای هیچ ساختمانی تركیبی نبوده و رساناها را سربه سر وصل می نمایند.

مقر[29] : قسمتی از مجموعه ترمینال(كانكتور) كه پینها را در جای خود نگه داشته و آنها را از نظر الكتریكی نسبت بهم و پوسته عایق می نماید.

آرایش مقر[30] : تعداد و فضاهای خالی و ترتیب پین ها در یك مجموعه ترمینال

مقر دهانه بسته : مقر با مدخلی كه ورود وسیله بزرگتر از پین تعریف شده را  در آن محدود كند.

مقر الكتریكی : عضو عایق ساز و بدون پین كه جهت مكان دهی و پشتیبانی پینها در مجموعه ترمینال, طراحی شده است.

ابزارجازدن : (1) وسیله ای جهت جازدن پین ها درون مقر كانكتور(2) وسیله ای جهت جازدن پین ها نشتی(نوك تیز) به پین شمعی مادگی

سوراخ بازدید[31] : سوراخی در حفره انتهای پین جهت دیدن اینكه سیم یا رسانا بطور صحیح و در عمق كافی جهت پرس قرار گرفته است.

ترمینال عایق نشده : ترمینالی دارای غلاف یا محافظ عایق كه در صورت استفاده با ماده دی الكتریك پوشش شود.

چنگ عایق[32] : قسمتی از غلاف كه حول عایق رسانا مجاور پرس شده باشد.

ترمینال عایق: ترمینالی كه دارای وسیله ای جهت سوراخ كردن عایق رسانا بوده و ایجاد تماس نموده یا داخل رسانا می گردد.

محافظ عایق : قسمتی از یك غلاف منطبق با چنگ عایق بجز اینكه حول عایق رسانا پرس       نمی شود.

سیستم ترمینال مجتمع[33] : فنی كه با آن هر نوع وسیله ای همچون ابزار, كانكتور و ترمینال استاندارد گردد.

سیستم ترمینال سیم مجتمع (IWTS) : رجوع به ITS

تداخل[34] : دو سطح در سطح تماس كانكتور جفت شونده یا در اجزا كانكتور كابلی(مثل رله) و كانكتور پنلی كه در هنگام جفت شدن روبروی هم قرار می گیرند.

تداخل الكتریكی: گروهی مشترك از اجزاء منفرد كه با یكدیگر اتصال الكتریكی دارند مثل رسانا به پین, پین نری به مادگی, پین به باس

شكاف تداخی : هر شكافی بین سطوح (اجزاء) جفت شونده

آب بندی تداخل : آب بندی كانكتورهای جفت شده حول كل ناحیه, تداخل به منظور آب بندی اطراف هر پین

روكش[35] : لایه خارجی از مواد عایق روی كابل یا رسانا

جانكشن : همه وسایل مورد كاربرد اتصالی در CTS , IWTS , ITS و CTJS بدون كانكتور. مثال: اتصالات ترمینال, اتصالات راه خور اتصالات قطعات و غیره

كلید : زائده ای كه در شیار یا راه كلید خود لغزیده تا مونتاژ صحیح صورت گیرد و عموماً در كانكتورهای پوسته بسته جهت نیل به قطبیت (پلاریزاسیون) مورد كاربرد است.

راه كلید[36] : شیار یا شكافی كه كلید در آن می لغزد.

Lanyard : وسیله ای متصل به كانكتورهای جدایش سریع كه جداشدن و رهایی سوراخهای كانكتور را با كشش روی سیم یا كابل ممكن می سازد.

پیوند لب به لب[37] : (رجوع به رابط پین موازی) دو رسانا كه با كنار هم گذاشتن آنها به طور لب به لب بهم متصل اند.

مكانگر[38] : (رجوع به صفحه استپ) وسیله ای جهت موقعیت دادن ترمینال ها, رابط پین یا پین ها در قالب كریمپ

فنر قفل كن : (مراجعه به نگه دار پین)

خركش[39] : (رجوع به خركش ترمینال) سیم ترمینال

جفت شدن : اتصال دو كانكتور

بیشترین دمای كاری رسانا‌(MCOT) : دمای محیط بعلاوه افزایش دما رسانا بعلت عبور جریان الكتریسیته.

جام لحیم[40] : قسمت استوانه ای پین(كه سیم به آن وارد می گردد) كه تا قسمتی به لحیم آغشته است و به این ترتیب رسانا می تواند داخل پین با مقدار كمی حرارت و بدون لحیم اضافی, لحیم گردد.

كانكتور تزریق مخزنی[41] : قسمتی حفره‌ای شكل در پشت كانكتور كه امكان آنرا ایجاد می كند كه مواد تزریق در آن پخت و سفت شده و آب بندی ایجاد كنند. ایجاد مخزن می تواند نیاز به بكشل كانكتور را مرتفع سازد.

مونمر : تركیب شیمیایی با وزن مولكولی كم بعنوان ماده اولیه پلیمریزاسیون جهت تشكیل مواد جامد یا سیال سنگین با وزن مولكولی بالاتر كه پلیمر نامیده می شود.

آشیانه : قسمتی از قالب پرس كریمپ كه محافظ غلاف ضمن چرخه چین دهی است.

نك : برش یا فرورفتگی در پوشش یا محافظ رسانا

ترمینال همسنگ[42] : ترمینالی كه زبانه آن به سمت جلوی خط محور غلاف ترمینال و سوراخ گل میخ آن همراستا با خط محور غلاف ترمینال است.

دمای كاركرد: بیشترین دمایی كه بعنوان ظرفیت مقاومت دمایی داخلی كانكتور در كاربرد مداوم مورد نظر می باشد.

تولید كننده تجهیزات اصلی(OEM) : سازمانی كه یك وسیله با كارایی كارای كامل را مونتاژ می نماید. مثل هواپیما, موشك, ماهواره, كامیون, خودرو و غیره.

پانل[43] : سمت یا جلوی قطعه ای از تجهیزات كه اغلب فلزی است و بر روی آن ترمینالها و مجموعه های ترمینال مونتاژ می شوند.

رابط پین موازی : (رجوع به اتصال لب به لب) وسیله ای جهت اتصال دو یا تعداد بیشتری رسانا كه در آن رساناها بطور موازی و لب به لب روی هم قرار می گیرند.

آویز[44] : نوعی كانكتور كابلی یا پانلی كه در نقطه ای ثابت نگردیده یا به پانل یا سمتی از تجهیزات متصل نمی باشد.

دم موشی[45] : رسانای كوتاهی كه بوسیله الكتریكی یا الكترونیكی متصل است تا به عنوان جامپر یا اتصال زمین عمل كند.

اندود كاری, آبكاری[46] : پوششی از لایه نازكی فلز بر روی قطعات جهت افزایش رسانایی, بهبود لحیم كاری, جلوگیری از خوردگی و زنگ زدن.

كانكتور كابلی : یك مجموعه ترمینال با پین های نری, مادگی یا هر دو كه جهت بستن به انتهای كابل, رسانا, خطوط كواكسیال, سیم و یا رسانا به منظور سهولت اتصال با كانكتور دیگر ایجاد شده و جهت سوارشدن روی صفحه ها, تیغه ها, شاسی یا پنل نمی باشد. آن جزء كانكتور كه قابل جابه جایی   می باشد نسبت به جزئی كه به طور دائم روی قطعات ثابت است.

قطبیت[47] : ترتیب مكانیكی مقر یا آرایش پوسته(بعضی جاها به عنوان ساعت آمده) كه مانع جفت شدن نامناسب كانكتور كابلی و پانلی می باشد. این به این منظور است كه كانكتورهای با اندازه یكسان بتوانند كنارهم بدون خطر اتصال نادرست در راستای هم قرار گیرند.در این مورد ترتیب كد دار پین ها, كلیدها, راه كلیدها و موقعیت مقر مورد استفاده است. در كانكتورهای چهارگوش, پوسته طوری طراحی شده كه جفت شدن فقط در یك راستا ممكن می باشد.

قطب شدن : ترتیب دادن كانكتورهای جفت شونده به گونه‌ای كه فقط در یك راستا بتوانند جفت شوند.

كلید یا راه كلید قطبیت : وسیله یا مشخصه ای كه در یك كانكتور تعبیه شده تا قطبیت میسر باشد.

پلیمر: ماده‌ای دارای مولكول های با وزن مولكولی بالا كه با پلیمریزاسیون منومرها ایجاد می‌شود.

پس عایق: عایق كردن یك اتصال پس از مونتاژ و سوارشدن

مخزنی (Potting) : آب بندی دائمی انتهای كابل یك ترمینال با موادی عایق به منظور جلوگیری از رطوبت و یا جهت ایجاد كرنش زدایی از انتهای كابل

پیش عایق: عایق نمودن كانكتور پیش از مونتاژ پین ها یا ترمینالها بر روی رسانا

اختلاف فشار: اختلاف فشار بین یك طرف ترمینال و سمت دیگر مانند دمونتاژ بردها(تیغه) یا اختلاف فشار بین داخل و خارج مجموعه ترمینال آب بندی شده

پیش قلع : لحیم به كاررفته روی پین یا سیم یا هر دو قبل از لحیم كاری

جام لحیم[48] پیش قلع : جام قلع كه سطح داخلی آن قبلاً به مقدار كمی قلع آغشته شده است.

نیروی بیرون كشش: نیروی لازم جهت جداكردن یك رسانا از سیم یا یك ترمینال پین از مجموعه ترمینال به وسیله اعمال كشش در طول محور رسانا و ترمینال.

جدایش سرعتی : نوعی كانكتور یا رابط پین ,كه قفل كردن و بازكردن قطعات جفت شونده را بطور نسبتاً سریعی میسر می سازد.

Rack : ساختمانی كه اجزاء مكانیكی را در خود جای داده و جابه جایی راحت قطعات تجهیزات را مجاز می سازد.

مكانیزم Rack-and-panel : نوعی كانكتور كه به پانل یا وجهی از تجهیزات متصل است طوری كه وقتی دو قسمت آن به سمت یكدیگر آورده می شوند كانكتور درگیر باشد.

فركانس رادیویی[49] : باند, فركانسی بین 15 KHz تا 100 GHz

تداخل فركانس رادیویی[50] : تشعشعات الكترومغناطیسی در باند فركانس رادیویی از 15KHz تا 100GHz. بهترین مواد سپر محافظ در برابر RFL آلیاژهای مس و آلومینیوم است. عبارت EML به جای RFL نباید بكار رود, زیرا مواد سپر محافظ برای كل باند فركانس الكترومغناطیس در دسترس نمی‌باشد.

ریل : مراجعه به شیار

كلگی[51] : قسمت متحرك در سرابزار پرسی كریمپ

بازه سیم : اندازه رسانا جای گرفته بوسیله نوعی غلاف, همچنین قطر عایق رسانای جاگرفته به وسیله گرومت آب بندی

جغجغه كنترل[52] : وسیله ای درابزار كریمپ جهت اطمینان از تكمیل چرخه پرس.

كانكتور پانلی : كانكتور یا مجموعه ترمینال كه به منظور اتصال الكتریكی با كابل, سیم, خط كواكسیال یا رسانا جهت اتصال با كانكتور دیگر می باشد و طوری طراحی شده كه روی پانل, دیواره, شاسی یا تیغه بكار می رود.

ترمینال چهارگوش : ترمینالی كه شكل زبانه های آن چهارگوش است.

ابزار بیرون كش[53] : مراجعه به ابزار

ترمینال زبانه حلقوی : ترمینال با زبانه انتهای منحنی با سوراخی جهت جای دادن پیچ یا گل پیچ

ضدخمش : مشخصه ای كه مانع از آن است كه پینها هنگام جفت شدن در مقر مقابل خم شده و در ناحیه یا سوراخ دیگری جای بگیرند.

سوراخ گیر : یك توپی كه در سوراخهای بدون پین كانكتور وارد می شود تا محل خالی را مخصوصاً در كانكتورهای محیطی آب بندی نماید.

ترمینال یا رابط پین بدون درز : ترمینال یا رابط پین غلاف رسانا كه بدون درز باز ساخته شده باشد.

نیمه صلب : كابلی دارای هسته داخلی ارتجاعی و مواد غلاف نسبتاً غیرارتجاعی, مثل یك لوله فنری, اما طوری كه در سیم پیچ ایجاد شود.

كنگره ای[54] : تغییر شكل سطح داخلی غلاف رسانا بمنظور گیرش بهتر رسانا یا روی لبه خارجی بدنه كانكتور به منظور گیرش بهتر كانكتور

عمر كاری : طول مدت زمانی كه برای یك وسیله جهت كار مطمئن, مورد نظر است.

حلقه كمكی : كابل اضافی لازم در موارد اضطراری به منظور سهولت تعمیر و نگهداری

نرخ كاری : بیشترین ولتاژ یا جریان كه جهت تحمل جریان پیوسته ترمینال طراحی شده است.

پوسته: جلد بیرونی مجموعه ترمینال كه در آن مواد دی الكتریك و پین ها مونتاژ می شوند.

سپر الكتریكی : وسیله ای كه به طور ویژه اطراف كانكتور یا اتصالات طراحی شده كه شامل المانهایی برای اتصال رساناها یا پینها می باشد.

این وسیله برای محافظت در برابر تداخل الكتریكی یا آسیب مكانیكی بكاررفته و اغلب دارای پیش شرط عبور رسانا یا كابل می باشد.

كابل با حفاظ شده : كابلی محصور با یك رسانای جداگانه(سپر) به منظور به حداقل رساندن اثرات جریان الكتریكی داخلی یا خارجی

سپرسازی[55] : پوشش فلزی حول یك یا تعدادی رسانا در مداری جهت ممانعت تداخل, عكس العمل و برای نشت جریان. اغلب اتصال زمین سپر از طریق پوسته كانكتور و در حالت پین كواكسیال تكی از طریق پوسته خاصی ممكن می گردد.

تف جوشی پودر آلومینیوم[56] : تركیبی از آلومینیوم یا آلیاژی از آلومینیوم كه در آن ذرات اكسید آلومینیوم می باشد. این موارد جهت بهبود ایستایی دمایی محصولات آلومینیومی مثل سیم الكتریكی مورد استفاده می باشد.

زبانه شكاف دار : زبانه ای كه بر روی پیچ یا گل میخی طوری كه نه پیچ و نه مهره نیاز به جابه جا شدن داشته باشد.

هود پین مادگی: قطعه ای لوله ای شكل كه نگهدارنده فنرهای پین مادگی در موقعیت صحیح و محدود می‌باشد ضمن اینكه مقدار كمی از سطح آن بیرون زدگی دارد.

لحیم : فلز یا آلیاژی فلزی پیوند سطوح فلزی به یكدیگر تركیب 60 درصد قلع و 40 درصد سرب بطور معمول برای لحیم كاری مجموعه های الكتریكی به كار می رود. (لحیم كاری یك پروسه مرطوب می باشد)

جام لحیم : انتهای پین یا ترمینال كه رسانا قبل از آنكه لحیم كاری شود داخل آن قرار می گیرد.

چشم لحیم : نوعی پین لحیمی كه دارای سوراخی در انتها بوده كه از طریق آن رسانا می تواند قبل از آنكه لحیم كاری شود داخل آن قرار گیرد.

اتصال بدون لحیم : اتصال دو فلز با فشار بدون استفاده از لحیمكاری یا جوشكاری یا هر روش دیگری كه با حرارت می باشد.

حلقه پیچ بدون قلع[57] : فنی برای اتصال سیم صلب لخت به انتهای سوزنی ترمینال(پین) با پیچیدن سیم دور سوزن بطور خیلی تنگ و سفت.

ترمینال با زبانه برگی شكل: ترمینال با زبانه شكافدار كه جهت لغزش حول پیچ یا گل پیچ بدون جابه جایی مهره می باشد.

رابط پین : وسیله ای جهت پیوند دو یا تعدادی رسانا به یكدیگر

صفحه استپ : (رجوع به مكان گر) وسیله ای متصل به ابزار پرس تا ترمینال پین یا رابط پین بطور دقیق در جای خود در ابزار مربوطه قبل از پرس قرار دهد.

رشته : یك سیم تك بدون عایق

مسیر رشته : فاصله پیشروی یك رشته از رسانای مارپیچی شده, كه بر اساس تعداد دور روی محور اندازه گیری می شود.

رسانای رشته ای: رسانای تركیبی از گروهی سیم یا هر تركیبی از گروه سیم ها

گیره كرنش زدا: رجوع به گیره كابل

لخت كردن : جداكردن عایق از روی رسانا

گل پیچ : قراری برای سیم های اتصال, شبیه قرار بست

سوراخ گل پیچ : سوراخ یا مدخلی برای زبانه ترمینال برای جادادن پیچ یا گل پیچ   

پین مخروطی: ترمینال پین شكل كه دارای انتهای مخروطی بوده كه بمنظور دخول به سوراخی مخروطی و تشكیل یك اتصال می باشد.

لوح پخ دار : ترمینال لخت دارای وجوه پخ دار كه به منظور جفت شدن ترمینال پخ دار مادگی می باشد.

ضریب مقاومت دما : تغییر مقاومت (الكتریكی) در واحد, تغییر دما (عموماً با حرف آلفا  aمشخص می شود)

ترمینال[58] : وسیله ای پایانی برای یك رسانا كه به قرار, گل پیچ, شاسی یا رسانا دیگر یا به همسان خودش ملحق می شود تا اتصال الكتریكی را ایجاد كند.

ماژول اتصال ترمینال: (رجوع به ماژول بازخور) , یك مجموعه ترمینال كه دارای پین های چندتایی كه به موازات متصل شده اند تا مداری را ایجاد نمایند و ممكن است یك یا چند مدار باشد.

خركش ترمینال : وسیله ای جهت الحاق, به یك قرار, گل پیچ, شاسی یا همسان خود برای ایجاد یك اتصال الكتریكی.

ترمینال لخت : عایق مبنا مجهز به یك یا چند ترمینال كانكتور به منظور آنكه از طریق آن اتصال الكتریكی ایجاد شد.

شكل ترمینال : طرح زبانه ترمینال(پرچمی, فلانژی, هم سنگ, چهارگوش, حلقوی, شكافدار, برگی شكل و غیره)

مجموعه ترمینال : وسیله ای برای ایجاد اتصال با سر رسانای الكتریكی مثل كانكتور یا اتصالات

شوك حرارتی: تاثیر گرما یا سرما با نسبتی كه افزایش یا كاهش غیریكنواخت داشته و برروی مواد یا تركیبی از مواد اعمال شود. در ترمینالهای الكتریكی چنین چیزی می تواند باعث بیرون زدن مقر و مواد عایقی از درون قطعات فلزی شود.

پین ترموكوپل : پین هایی با جنس مخصوص در كانكتورها كه در كاربردهای ترموكوپل به كار      می رود. مواد به كاررفته اغلب آهن, كنستانتین, مس, كروم, آلومل و غیره است.

جفت كننده رزوه[59] : مفهومی برای كانكتورهای جفت شونده با مهره كه رزوه های درون مهره جفت كننده با رزوه های روی پوسته كانكتور پانلی درگیر می شوند.

قلع كاری[60] : استفاده از پوشش نازكی از لحیم(قلع) بر سطح فلزی كه مورد لحیم كاری قرار خواهد گرفت.

شیار,ریل یا قاب : وسیله ای برای گرفتن و نگهداری تعدادی ماژول

خط اندازی[61] : تشكیل آلودگی روی سطح مواد عایق در ارتباط با عمل قوس. خط انداختن می تواند مسیری رسانا یا نارسانا بعد از عمل قوس به جا بگذارد.

هدایت انتقالی : اندازه گیری فلوی جریان الكتریكی از رشته ای به رشته دیگر در رسانا چند رشته‌ای.

هم مركزی صحیح: كابلی به هم پیچیده یا چند رشته ای با هم مركزی صحیح كه در آن هر لایه دارای جهت قرارگیری عكس لایه قبل می باشد.

آداپتور لوله‌ای: از لوازم جانبی متصل به انتهای مجموعه ترمینال می‌باشد كه اغلب فلزی بوده و جهت ایجاد كشش كافی به سمت عقب برای حفاظت از لاستیك آب بندی یا ایجاد حفاظ مكانیكی برای كابل یا دسته سیم به كار می‌رود.

كانكتور نافی : كانكتور برای اتصال كابل ها به راكت یا موشك قبل از شلیك كه در لحظه شلیك از موشك جدا می گردد.

چسب مافوق صوت[62] : فرآیندی كه در آن سیم در برابر صفحه چسب فشرده می گردد و مكانیزم فشار ارتعاشات مافوق صوت در فركانسی بالای 10 KHz می باشد. این ارتعاش فركانس بالا  وقتی شكسته می شود, باعث پاشیده شدن فیلم اكسیده روی سطح كانكتور می گردد. همانطور كه این فیلم سطحی زدوده می شود, پراكندگی مواد رسانا در سطح تماس رخ می دهد. پیوند تشكیل شده از نظر متالورژی چسب پراكندگی صوتی می باشد.

رشته هم مركز یك راهه : رشته ای كه در آن هر لایه موجود دارای مسیر مختلفی است و شكل دایروی باعث عدم انتقال رشته ای از یك لایه به لایه دیگر می شود.

رشته تك مسیر[63] : یك رشته متشكل از 19, 27, 37 رشته یا بیشتر ممكن است در رشته بندی هم مركز بنا شده باشند.

نسبت موج- مقاوم ولتاژ : نسبت ماكزیمم ولتاژ موثر به می نیمم ولتاژ موثر اندازه گیری شده در طول یك خط انتقال فركانس رادیویی نامتناسب

فرآیند مرطوب : فرآیندی كه در آن از یك سیال مانند: چسب كاری, مركب كاری, لحیم كاری, مواد مخزنی و غیره استفاده شود. كنترل فرآیند شدید مورد نیاز در هنگام نصب یا تعمیرات مجموعه های الكتریكی انجام فرآیند مرطوب را مشكل می سازد.

عملكرد مرطوب[64] : تشكیل آلیاژ جدید با جذب بین مولكولی بین لحیم پوشش و فلز مبنا

عملكرد روبش[65] : عملكرد بین دو پین الكتریكی كه به وسیله لغزش بر روی هم در تماس با یكدیگر قرار می گیرند.

سیم: از نظر فنی, فیلامان یامیله نازك از فلز كششی و از نظر كاربرد كلی, یك گروه صلب یا رشته ای از رساناهای استوانه ای همراه با هر نوع عایق و روكش.

توجه : به منظور تعریف این عبارت ,سیم, بر اساس تعریف فنی به كار می رود. برای بخشهای متن این كتاب عبارت ,سیم, مطابق كاربرد كلی آن به كار رفته.

منحنی آسیب سیم : منحنی جریان الكتریكی در برابر زمان لازم در هر جریان كه باعث آسیب رسانا می شود.(چنین منحنی‌ای برای ایجاد "وسایل محافظت مدار" همچون فیوز, مدارشكن و محدود كننده به كار می رود, كه باعث جلوگیری از آسیب رسانا می گردد).

پوشش سیم[66] : ترتیب سیم ها و دسته سیم ها در روش پشت سرهم

سیم حلقه پیچ[67] : (مراجعه به حلقه پیچ بدون لحیم)

منحنی كاری[68] : منحنی‌ای كه نیروی بیرون كشیدن, نیروی پرس كردن و نسبت رسانایی اتصال پرس را به عنوان تابعی از عمق های مختلف پرس رسم می نماید.

ولتاژ كاری: (در رجوع به نسبت نرخ كاری) ولتاژی كه با نسبت های مختلف نرخ دهی, جهت عملكرد به یك كانكتور داده می شود.

كانكتور نیروی صفر : كانكتوری كه در آن سطوح پین ها بطور مكانیكی یكدیگر را لمس نمی كنند تاجایی كه بطور كامل جفت شوند. به این ترتیب به هیچ نیروی جازدنی نیاز نمی باشد. بعد از جفت شدن پین ها به صورتی به كار می افتند كه اساساً اتصال الكتریكی ایجاد نمایند.